المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
20
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ . . . » واقعا بىانصافى است كه بيائيم دست و پاى « ارجلكم » را سخت ببنديم و يا با زحمت زياد از عطف نمودن بر محلّ ( برؤسكم ) كه اقتضاى منصوب بودن بر مفعوليّت را دارد ، صرفنظر كنيم و ثانيا از چنگال « وَ امْسَحُوا » كه براحتى مىتواند « ارجلكم » را نصب بدهد ، رهائى دهيم و كشانكشان آن را پشت سر وجوهكم ، قرار داده و بدان عطف نمائيم واقعا كار زشت و بىنمكى خواهد بود و بدتر از أكل من القفاء . شاهد ما : گواهان بر اينكه « ارجلكم » بر « برؤسكم » عطف شود زياد و مشهور است مخصوصا در فرضى كه مانعى در كار نباشد در آيه مورد بحث « هيچ مانع شرعى و لغوى وجود ندارد كه أرجلكم ) بوسيله فعل مقدّر « اغسلوا » نصب داده شده است در پاسخ مىگوييم تقدير گرفتن فعل ، زمانى جائز است و زمانى بتقدير گرفتن فعل مجبور مىشويم كه عطف نمودن به ظاهر كلام غير ممكن باشد چنانچه در مثال « علّفتها تبنا و ماء باردا » مجبور بوديم كه « سقيتها » را در تقدير بگيريم چه آنكه ماء باردا ( آب سرد ) با « علّفتها » « علف دادم » سازگار نيست . و امّا در آيه « ارجلكم » را مىتوانيم بر محلّ ( برؤسكم ) عطف نمائيم و هيچگونه نقص ادبى ببار نمىآيد . اما اگر « ارجلكم » برفع خوانده شود مذهب ما ( وجوب مسح ) احتمال داده مىشود يعنى معناى جمله اين مىشود : « و ارجلكم ممسوحة » « پاهاىتان بايد مسح شده باشد » و بلكه اگر تقدير جمله ( ارجلكم ممسوحه ) باشد سزاوارتر است . به خاطر آنكه قرينه موجود است و جمله ( و امسحوا ) قرينه است بر اينكه « ممسوحة » در تقدير مىباشد نه « مغسولة » . پاسخ دليل دوم : دليل دوم طرفداران وجوب غسل اين بود كه مجرور بودن « ارجلكم » به سبب مجاورت و همسايگى برؤسكم مىباشد در پاسخ مىگوييم اوّلا إعراب دادن بوسيله مجاورت مخصوصا در كتاب خداوند ، ضعيف است . و اصلا لايق شأن كلام اللّه نخواهد بود . و حتّى بيشتر اهل زبان عرب ، اعراب دادن بوسيله مجاورت را منكر شدهاند ( يعنى اعراب رفع و نصب و جرّ ) دادن فلان كلمه ، به خاطر مجاورت و همسايگى و نزديكى ، يك چيز بىاساس خواهد بود و ثانيا اعراب دادن بوسيله